او
خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پرپر نشده دل آسمون سبکتر نشده
مه سرد رو تن پنجره ها مثه بغض توی سینه من
ابر چشمام پر اشکه ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیست
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

که هستم
سوال بود!
تو را یافتم
که هستی
سوال شد
تو رفته ای!!!*

میترسم
در خواب
خاطراتم را بدزند
یا بیدار شوم
نام تو را به خاطر نیاورم!*
*کیکاووس یاکیده
از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است.

قلبم دو تکه شده به نام تو و به نام او. رهایم کرد، رهایش نمیکنم، رهایم کن!

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت23:34توسط فاطمه(یه دوست) |



